خبرهای ویژه

» فرهنگ و هنر » چند دقیقه پشت چراغ قرمزی در هلند

تاریخ انتشار : 1397/02/26 - 9:33

چند دقیقه پشت چراغ قرمزی در هلند

چند دقیقه پشت چراغ قرمزی در هلند

همین چند دقیقه پیش که شما درگیر هزار و یک ماجرا بودید، من رفته بودم خرید، بارم سنگین بود و کنار بزرگراهی ایستاده بودم ، پشت چراغ عابر ؛ من و پیرمردی ، من پیاده بودم، پیرمرد سوار بر دوچرخه.
چراغ سبز شد، پیرمرد رکاب زد، به وسط راه که رسید، چراغ عبور دوچرخه قرمز شد و ماشینی آمد و زد به پیرمرد و دوچرخه اش ؛ پیرمرد نقش بر زمین شد.
دویدم به سمت پیرمرد و دوچرخه اش را از روی زمین برداشتم و بردم آن طرف خیابان، نمی دانستم کار درستی ست یا نه! فکر کردم شاید نباید دست به صحنه جرم بزنم ،صبر کنم تا پلیس بیایید و کروکی بکشد و خیابان بند بیاید و ترافیک بشود و هزار و یک مشغله و ماجرا.
اما دست زدم به صحنه جرم و کفش پیرمرد را که از پایش در آمده بود، پایش کردم. راننده خودش را به ما رساند و گفت: پدرم اما چراغ عبور ماشین سبز بود و چراغ عبور دوچرخه قرمز، پیرمرد گفت :بله بله ببخشید در حالی که پایش را می مالید.
هیچ ماشینی بوق نزد،همه ایستادند تا ما پیرمرد را به کناری بردیم.
هیچکس به هیچکس نگفت: یابو، هیچکس به هیچکس نگفت: مگر کوری! هیچکس به هیچکس نگفت: آن گواهینامه را کی به تو داده است؟حالا آدمت می کنم!
زن عذر خواهی کرد و سوار ماشینش شد و رفت.
من و پیرمرد و یک پسر عابر کمی به دوچرخه لق و لوق ور رفتیم تا کمی صاف و متعادل شد، بعد پیرمرد سوار دوچرخه اش شد، و در حالی که لبخند می زد برای من دست تکان داد و رفت.

و من در این فکر بودم که اگر این اتفاق در ایران افتاده بود آن خانم تا آخر عمرش باید دیه سکته های قبلی و بعدی و قلبی و مغزی آن پیرمرد را می داد و حتما امروز و فردا و بسیاری روزهای دیگر از کارش باز می ماند .
و نه فقط او که بچه های پیرمرد و تمام راننده ها و خانواده های راننده هایی که اتفاقی پشت این چراغ قرمز و این تصادف قرار گرفته بودند و یک عالم پرستار و دکتر و کارمند اداره بیمه و پلیس باید خسارت و تاوان و هزینه و جریمه این بی احتیاطی و بدشانسی را می دادند.

اما زندگی ادامه پیدا کرد و جز زانوی پیرمرد که الان درد می کند و تا چند روز دیگر آن هم خوب می شود، همه چیز عادی ست.

حالا شما این شعور و مدارای آدم های این صحنه را ببرید در تمام صحنه های زندگی و ببینید اینها چرا خوشبختند و ما چرا شوربخت…

دکتر عرفان نظرآهاری/نویسنده و شاعر


برچسب ها : , , , ,
دسته بندی : فرهنگ و هنر

دیدگاه بسته شده است.

تبلیغات
تبلیغات