پاسخی به آقای شفیعی کدکنی

پاسخی به آقای شفیعی کدکنی

علی پاک سرشت

اگر بخواهیم تعریفی ساده و خلاصه‌وار از ترجمه ارائه کنیم بایستی آن را انتقال پیام از یک زبان به یک زبان دیگر دانست. همراه ترجمه، انتقال فرهنگی نیز صورت می گیرد. به عنوان مثال، اگر آثار فاخر ادبی فرانسه به‌ویژه در دوره قاجار و پهلوی اول به فارسی ترجمه نمی‌شدند، اهمیت ادبیات فرانسه در جامعه ایران آن طور که شایسته است شناخته نمی شد. این در مورد ترجمه از زبان‌های دیگری مانند انگلیسی، روسی، آلمانی… نیز صدق می کند. خوانندگان فارسی‌خوان از طریق ترجمه با آثار بزرگان ادبی مانند ویکتور هوگو، آلبر کامو، ژان پل سارتر، آناتول فرانس، آندره ژید… آشنا شده اند و این آثار سندی بر وجود یک ادبیات برجسته در فرانسه است و طبعا اگر کسی روزی منکر وجود چنین ادبیاتی شود، این انکار برای خواننده فارسی زبانِ این آثار، بی‌معنی خواهد بود.
چندی پیش فایلی صوتی از دکتر شفیعی کدکنی – از استاتید برجسته زبان و ادبیات فارسی – منتشر شد که از زبان های غیرفارسی در ایران به نام «زبان های محلی» یاد کرد و در آن فایل صوتی ضمن تمجید از زبان و ادبیات فارسی، به جایگاه والای ادبیات زبان‌هایی مانند انگلیسی… اشاره کرد و در اشاره به «زبان های محلی» نیز در کمال بی‌ادبی گفت "شاشیدم به این زبان های محلی".
در اینجا قصد ندارم به جنبه بی‌ادبی وی پاسخ دهم اما از آن چنین بهره برداری می‌کنم: چون شفیعی کدکنی از طریق ترجمه با ادبیات انگلیسی، روسی، فرانسه، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی… آشناست یعنی اثر/آثاری فاخر از آنها خوانده، لذا به اهمیت آنها پی برده لذا اعتراف می‌کند که وجود دارند و برجسته اند. اما چرا در مورد «زبان های محلی» موضعی دیگر می گیرد؟ برجسته بودن اثر/آثار ادبی با ثبت و سند متعلق به غربی ها نیست. مگر اورهان پاموک ترکیه جایزه ادبی نوبل را نبرد؟ آیا واکنش شفیعی کدکنی بدین خاطر است که زبان های کردی، ترکی، بلوچی، عربی… در ایران ادبیات ندارند؟ نه. هر یک از این زبان ها نیز ادبیات خاص خود را دارند اما دلیل برخورد دوگانه چیست؟ عوامل مختلفی دخیل‌اند و مهم‌ترین آن ضعف شدید معرفی آثار ادبی این زبان ها توسط فعالان فرهنگی آنهاست و کردی کرمانجی نیز در این دسته قرار می گیرد. یعنی فعالان کرد کرمانج در ایران در شناختن و شناساندن آثار ادبی خود آنقدر ضعیف عمل کرده اند که حتی اکثر آنها خود نیز از وجود آثار ادبی بی‌خبرند چه برسد به شناساندن آنها از طریق ترجمه تا افرادی مانند شفیعی کدکنی بخوانند و به خود اجازه ندهند به راحتی توهین کنند. تعدادی از این باصطلاح فعالان مرید گروههایی سیاسی‌ای می شوند که خود در عمل دشمن زبان و ادبیات کردی اند.

مجله جغرافیا