(دلنوشته ای که با اسم کتاب های ”محمود دولت آبادی”

(دلنوشته ای که با اسم کتاب های ”محمود دولت آبادی” نوشته شده)

سوگند به نون نوشتن،
ققنوس را در سفر تا ته شب
درست تا هجرت سلیمان
که تنگنا پشتِ تنگنا
لایه هایِ بیابانی را در اتوبوس دوره می کردی
آن مادیانِ سرخ یال بود که
طریقِ بسمل شدن را در جانِ بنی آدم ات دمید
باشد که
گلدسته ها و سایه ها
جای خالی سلوچ را نشانی شوند…

تا کلیدر هر چه مردم سالخورده بود،
مست شد در روز و شب یوسف
که در تو سلوک شاید
سفری بود
تا زوالِ کلنل را
برای میم و آن دیگران بنویسی.

روزگارِ سپری شده ات
کارنامهِ سپنج است
که در شکنج های رنجت
خط به خط شراب شده است.

تو سبز وار در سبزوار
ما نیز مردمی هستیم
که تا مدامِ همیشه
در خطوط تو مست می شویم
و تو
تپانچه ای که
هرگز خاموش نمی شود…

برای: محمود دولت آبادی
مسعود حسینی
(10 امردادماه زادروز محمود دولت آبادی)

زادروزت همایون باد