احوال مملکت)

احوال مملکت)

حکایت نموده‌اند حاکمی رسم بنهاد هر که از مسافران و ساکنان دزدی کند آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند.

این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.

به جرم دزدی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد..

طبق حکمِ حاکم سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.

هنگام چرخاندن نگهبان از دزد پرسید:
بسیار سخت میگذرد؟
دزد گفت نه !
حلوا را که خوردم، الاغ را هم که سوارم،
مردم هم که شادی میکنند و شادند، از این بهتر چه هست

حکایتیست از احوال مملکت …
بیت المال را که میخورند،
بنز را هم سوارند،
ملت نیز جوک میسازند و می خندند.

مجله جغرافیا