بریده ‌ایی_‌از_‌یک_‌کتاب

بریده ‌ایی_‌از_‌یک_‌کتاب

همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه‌ی خود می‌دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده‌ی وجود، چیزی ضعیف و بی‌دفاع است. این آدم‌ها از کنار بیوه‌ای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی می‌کند رد می‌شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می‌کنند رد می‌شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می‌کند. چهره‌هایشان سرخ می‌شود، سینه‌هایشان را بیرون می‌دهند، کلمات خشم‌آلودی به زبان می‌آورند.
میزان خشم‌شان حیرت‌انگیز است.
نحوه‌ی برخوردشان هراس آور است.
این آدم‌ها نمی‌فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون.
آن‌ها باید خشم‌شان را متوجه خودشان کنند…!

زندگی پی

یان مارتل