موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی
جهان سوم رامش

من تو را می‌بینم استخوانی و پوست
به گدایی رفته‌ای بر در دشمن و دوست

من تو را می‌بینم تشنه‌تر از دیروز
آن که نان می‌دهدت نان تو در کف اوست

خاک تو سفره ی تو سفره ی تو از کیست
سفره ی دنیا پر، سفره ی تو خالیست

همه جا منتظرند همه کس می‌پرسند
ناجی شرق کجاست آن که جنس خود ماست

ناجی شرق تویی ناجی شهر منم
من که با دیدن تو همه جا می‌شکنم

از چه رو خاک زمین شده تقسیم چنین
یک جهان صدها دست، مرزها مرز شکست

ما جهان سوم،‌ او جهانی دیگر
سهم او هر چه که هست سهم ما خون جگر

سهم از ما بهتران ثروت و امن و امان
سهم پا برهنه‌ها فقر و زندان و بلا

در میان سه جهان مرز و دیوار از اوست
دشمن بازی‌ساز رفته در قالب دوست

در دوره ای که جهان، دو قطبی بود، ما و بسیاری از کشورهای دیگر، جهان سومی معرفی می شدیم. چون به هر حال، در همان دوران هم، ثروت و قدرت آن دو قطب را نداشتیم. بسیاری از حرف ها، تئوری ها و جنبش های کوچک و بزرگ، زیر همین عنوانِ جهانِ سوم پدید آمده و حال آنکه از یک سو، آن دو قطب قدرتمند، دست در دست یکدیگر داده و یگانه شده اند و از سوی دیگر، ما نیز نه تنها رشد نکرده بلکه در بسیاری از حوزه ها، پسرفت نیز داشته ایم.

فرض بر اینکه با یکی شدن دو قطب مذکور و اینکه ما را نیز جهان دومی بخوانند، باز همان ویژگی های جهان سومی را داریم. این ویژگی ها را در ترانه ی "جهان سوم بانو رامش" به خوبی می بینیم. متن ترانه ی جهان سوم، گمان می رود که از "اردلان سرفراز" بوده باشد، که تاثیر آن را صدای گرم بانو "رامش" بر بستر موسیقی سازگاری از "فرید زولاند"، دوچندان کرده است. ترانه ی جهان سوم، در واقع، بیانیه ای ست از سوی جهان سومی ها، در برابر آن دو جهانِ پیوسته به یکدیگر.

جواد ظل طاعت