تقدیم به خانومای متاهل:

تقدیم به خانومای متاهل:

گفتمش نقاش را نقشی بکش از جاریم
بی مرام عکس هیولا در دل صحرا کشید ؛

گفتمش‌ نقشی ز خواهرشوهرم ترسیم کن؛
عکس گرگی با نقاب بره ای زیبا کشید ؛

گفتم از فامیل شوهر بر ورق نقشی بزن،
دسته ای کوسه میان بستر دریا کشید ؛

گفتم امشب خانه ی اقوام شوهر دعوتم،
در میان خارها شاخه گلی تنها کشید ؛

گفتمش من یکه و آنها همه پشت همند ؛
نخبه ای را در میان جمله اسکل ها کشید؛

گفتم از اوصاف مادرشوهران چیزی بگو ؛
جام زهر آوردو نالان دست از این دنیا کشید…

مثنوی قوم الظالمین…جلد ۲
جیگر داری بفرست واسه قوم شوهرت
‌‌‌