روزی لقمان به فرزندش گفت:

روزی لقمان به فرزندش گفت:
«از فردا یک کیسه با خودت بیاور و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوست نداری و از آنان بدت می‌آید پیاز قرار بده!»

روز بعد فرزند همین کار را انجام داد و لقمان گفت:
«هرجا که می‌روی این کیسه را با خود حمل کن!»

فرزنش بعد از چند روز خسته شد و به او شکایت برد که پیازها گندیده و بوی تعفن گرفته است و این بوی تعفن مرا را اذیت می‌کند.
لقمان پاسخ داد :
«این شبیه وضعیتی است که تو کینه دیگران را در دل نگه داری. این کینه، قلب و دلت را فاسد می‌کند
و بیشتر از همه خودت را اذیت خواهد کرد…!»
.