منطق سلام مهربون معلم دانا به شاگرداش گفت : اگه

منطق

سلام مهربون

معلم دانا به شاگرداش گفت :
اگه دو نفر باشند که یکی شون آدم تمیزیه و اون یکی کثیف.
و من بهشون پیشنهاد کنم حمام کنند.
فکر می کنید کدوم یکی از اونها این کار رو انجام می دهند؟
بچه ها یک صدا جواب دادند :
خب معلومه، کثیفه.
معلم گفت :
نه، تمیزه!
چون تمیزی رو دوست داره.
کثیفه که علاقه ای به انجام این کار نداره.
پس کدومشون حمام می کنه؟
همه گفتند :
تمیزه.
معلم لبخندی زد و گفت :
نه، کثیفه!
چون به یه حمام درست و حسابی نیاز داره.
حالا بگید کدوم شون پیشنهاد منو قبول می کنه؟
بچه ها با تعجب گفتند :
کثیفه!
معلم خندید و گفت :
نه، هر دو!
آخه تمیزه به حمام کردن عادت داره و کثیفه به اون نیاز.
الآن فکر می کنید کدوم یکی از اونها می ره حمام؟!
بچه ها آروم و سردرگم گفتند :
هردو!
و معلم پاسخ داد :
نه، هیچ کدوم!
چون کثیفه میلی به حمام رفتن و تمیزه نیازی به این کار نداره!
یکی از شاگردها دست بلند کرد و گفت :
استاد ما رو گیج کردید.
و جواب شنید :
هر بار هر چیزی رو که شنیدید از یک نگاه درست بود.
و این یعنی منطق!

آره عزیز دلم ، دیدگاه هر فرد متفاوته.
و هر کس از یه منظر به مسائل نگاه می کنه.
پس :
فکر نکنیم اونقدر منطقی حرف می زنیم که همه باید قبولش کنند.
و احساس نکنیم که دیگران خیلی بی منطق صحبت می کنند.
چه خوب می شد آدما هم رو با دیدگاه های مختلف می پذیرفتند.
مگه نه؟

:شاهین فرهنگ
.