آموزشی آشنایی باکارکرد لباس، آکسسوار و نور در تئاتر و

آموزشی

آشنایی باکارکرد
لباس، آکسسوار و نور
در تئاتر و سینما

بخش چهارم

تاریخی طراحی صحنه در سینما

دوران طلایی طراحی صحنه
این دوران از زمان پیدایش سینما تا اواخر دهه 1920 می باشد که بهترین و برجسته ترین دوران طراحی صحنه از نظر خلق فضاهای ناب هنری است این دوره از نظر بیان و سبک, تاثیری عمیق و بنیادین بر کارگردانان و طراحان صحنه در دهه های بعدی تاریخ سینما می گذارد.
همزمان با تولد و رشد تدریجی «سینماتوگراف» صحنه آرایی تئاتری قرن نوزدهم در مسیر تحولات فکری و شیوه اجرای صحنه, ابتدا برای رقابت با سینما (پدیده جدید آن دوران) از نظر تکنولوژی ساخت دکور و پیشرفتهای فنی به جایی رسید که انجام هر نوع کاری را در صحنه ممکن می نمود اما این مبارزه به دلیل امکانات فنی و قدرت زبانی سینما, تئاتر را به سوی تفکرات عمیق و ناب تئاتری و نوآوری در طراحی فضا و صحنه رهمنون کرد. و البته از سویی دیگر بیشتر طراحان صحنه و تکنیسینهای با تجربه آن تئاتر را رها کردند و جذب کار در استودیوهای فیلمسازی می‌شدند که دارای طرحهای گسترده و بلند مدت بودند.
سینما از بدو پیدایش، با دو نوع نگاه به تفکر و گرایش روبرو بوده است:
الف) فیلم های واقع گرایانه « لویی‌لومی‌میر » (با ماجراهایی از زندگی روزمره در فضای واقعی به عنوان دکورپس زمینه)
ب) فیلم های خیالی « ژرژمه له لیس » (با داستانهای تخیلی در فضایی براساس توهم و تخیل با دکورهای نقاشی شده و ترفندهای تصویری که همه در پلاتو خلق شده اند.
در حقیقت « ژرژمه له لیس » از اولین طراحان صحنه در سینما بود که کل فضای فانتزی فیلمهایش را از طریق نقاشی خلق می کرد دکورهای که از لحاظ سبک رنگ آمیزی و بافت به شیوه صحنه آرایی تئاتر همان سالها بود.
í در آغاز قرن 20, «ادوین. اس. پورتر» با فیلم سرقت بزرگ قطار (1903) برای نخستین بار در سینمای نوپا نقش تدوین و همخوانی مکانهای واقعی (دکورها) را در مسیر پرورش و پیشبرد داستان مطرح کرد. در حقیقت برای اولین بار در این فیلم فضاهای واقعی به صورت پیوسته و در ارتباط با هم, زمان و مکان وقوع و پیشرفت داستان را بازگو می کردند.
í در ایتالیای دهه 1920, «جووانی پاسترونه» با همکاری طراحان بزرگ هموطنش از جمله «کامیلو اینوچنتی» برای نخستین بار با استفاده از دکور و صحنه آرایی عظیم به سبک صحنه پردازیهای با شکوه شبه اپرایی و نیز نورپردازی رومانتیک, داستانهای حماسی روم باستان را با تمامی جزئیات معماری و در نهایت دقت و ریزه کاریهای آن بازسازی کرد و تحولی در دکور سینمایی را به وجود اورد. (دکورهای غول آسا).
í «دیوید وارک گریفیث» در فیلم هایش بخصوص دو فیلم تعصب (1916) و پیدایش یک ملت (1915), با استفاده از قواعد سینمایی تازه و نقش دراماتیک و خلاقانه عناصر یک فیلم, یعنی تدوین موازی, نماهای نزدیک, قاب بندی تصاویر, گونه های جدید از سینمای هنری را با طراحی دکور , لباس و نورپردازی خاص آن پایه ریزی کرد. دکورهای عظیم و باشکوه فیلم «تعصب» در مقایسی واقعی و اندازه های طبیعی و در نهایت دقت و وسواس در اجرای آن (بر مبنای بررسی های تاریخی و باستان شناسی) طراحی و ساخته شد. این دکورها تحت تاثیر نقاشی رومانتیک (از نظر فضا) بود.
í در آلمان 1920, طراحی صحنه فیلم های اکسپرسیونیستی, در موفق ترین شکل بیانی خود در طول تاریخ تحولات دکور جلوه گر شدند